السيد جعفر السجادي
223
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
تقييديه مقتضى تكثر در موضوعات است يعنى تكثر در ذات موضوع است . و در موردى كه تكثر حيثيات موجب تكثر موضوعات يعنى موجب تكثر در ذات موضوعات است نيز بر دو قسم است يكى آن كه حيثيات مختلفه بالذات متغايرند فى نفسه و لكن غير متقابلاند . به يكى از انحا و اقسام تقابل اربعه مگر بالعرض مانند شكل و مقدار و لون و طعم و رايحه و حرارت و حركت و غيره از انواع مقولات عرضى كه آنها حيثيات مختلفه اجساماند و تقابل آنها تقابل بالعرض است و قسمى ديگر حيثيات متقابله بالذاتاند به نوعى از تقابل مانند سواد و بياض و علم و جهل . و بالجمله هر گاه مقصود از تحيث عدم تحيث در موضوعيت حكم باشد و از تقيد عدم قيد در موضوعيت حكم باشد و اين كه موضوع به اطلاقه موضوع حكم باشد اين نوع حيثيت حيثيت اطلاقيه است . مثال « ماهيت من حيث هى لا موجودة و لا معدومة » و يا مقصود از تحيث آن باشد كه حيثيت جزء موضوع باشد من حيث هو موضوع مثل آنكه گفته شود جسم از حيث آنكه مسطح است ابيض است و از جهت آنكه ابيض است مرئى است كه حيثيت تقييديهء انضماميه است . و هر گاه مقصود از تحيث تعليل حكم باشد مثل آنكه گفته شود انسان از حيث آنكه مدرك امور غريبه است متعجب است و يا از جهت آنكه متعجب است ضاحك است كه حيثيت تعليليه است . پس حيثيت تعليله خارج است زيرا علت آن خارج است و مراد علت وجود است نه علت قوام و عليت و معلوليت امرى است كه منتزع از ذوات مىشوند . « 1 » حيوان برزخى - مراد انسان و حيوان نفسى است حشر و ابدان اخروى . « 2 »
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، صص 3 ، 7 و ج 2 ، ص 290 و ج 6 ، ص 131 و ج 7 ، صص 200 - 201 . ( 2 ) رسالهء عرشيه ، ضميمه مشاعر ، ص 136 .